141. آقای سعیدی به ذوالقدر ، هر وقت ریش هاشو می زد، میگفت : ذوالقدر تودل برو شدی ها ، چاقو شدی ها.
142. پویا قاسمی افشار از قاریان ممتاز قرآن بود تو راهنمایی.
143. آقای امامی افشار تو کلاس چقدر راه می رفت. بعد هم هیچ قسمتی از زمین را بی نصیب نمی ذاشت. تا ته ته همۀ گوشه های کلاس را می رفت و می چسبید به دیوار.
144. علی کاظمی ( راهنمایی) چه سرفه های ناجوری سر کلاس ها می کرد. خیلی معروف بود.
145. (راهنمایی) یه مدت سوزوکی خیلی مد شده بود. هادی برزگر از سوزوکی باز های حرفه ای بود. مخلص آقا هادی هرجا که هست.
146. (راهنمایی) آقای مشفقی (علوم) با اون نگاه های ترسناک از بالای عینکش ، : نفست را می گیرم پسر ( با لهجه)
147. این علی آقا (ی رفیعی) همیشه هم اینقدر شیطان نبود. سوم راهنمایی یه گروه درسی بود شامل : علی رفیعی ، رضا ایراندوست و کلانتری. بهشون می گفتند گروه کر و لال ها.
148. تصویر : (پروفسور) رضا کریمی تابستونا ، علی آقا که می رفت ساندویچ مغز سفارش میداد. بعد هم تو نمازخانه پایین دقایقی بیهوش بود.
149. آقای عظیمی تو رامسر ، شبها که قرار بود همه بخوابن ، به حالت لم داده زودتر خوابش می برد و چراغ قوه هم ؛ به یه سمتی روشن.
150. کلاس های دکتر شکیبا ، دکتر شعرهاش را می داد به اشرف ( سید امیر) تا با آواز بخونه . بعد هم خودش رو صندلی گهگاهی یه چرتی می زد. (خدا حفظش کنه).
دستهبندیشده در: مدرسه، یادتون هست؟

من تا اوخر دبیرستان هم با همین تکنیک سرفه کلاسا رو بهم می ریختم. (هه هه ولی عجب کار ضایعی بود) راستی از مسابقات گانیه یادی نکردی.
سلام.حالتون خوبه .وبلاگ خوبی دارین از وقت آشنای با وبلاگتون همیشه سر میزنم.موفق باشین
بچه ها