سال اول راهنمايي براي من ياد آور اخراج هاي مكرر از كلاس و نگرفتن برگه ثبت نام و نمره انضباط پايينه (كارنامهام رو كه نگاه ميكنم. انضباط سال اول راهنماييام در ثلث سوم درج شده ١٥). اين خاطره مربوط ميشه به كلاس انشاي سال اول راهنمايي(اول شهيد مطهري). نفرات حاضر در خاطره آقاي نقيزاده، محمدي دوگاهه و خودم. من و مجتبي بغل دستي بودبم. آقاي نقيزاده داشت تعريف ميكرد كه بعضي مواقع يك اتفاقاتي در زندگي ميافته كه آدم بهش فشار روحي وارد ميشه و حتي ممكنه منجر به بيماري بشه.(نقل به مضمون) در همين لحظه مجتبي در گوش من گفت كه آره منم توي فينال جام جهاني سر پنالتي يك سكته ناقص زدم (دقيقا عين مضمون!) تا اينرو گفت من پخي زدم زير خنده. حالا نخند كي بخند. آقاي نقي زاده هم شاكي شد و گفت برو بيرون! من هم اومدم راست قضيه رو بگم كه چي شده. كه با تعريف كردن داستان. آقاي نقيزاده هم من رو انداخت بيرون و هم مجتبي رو.
پن١: مجتبي تو خودت اين داستان رو يادته يا نه
پن٢: بعد از فارغالتحصيلي از دبيرستان توي راهنمايي مشغول بكار شدم. با بررسيهايي كه انجام دادم فهميدم كه كمترين انضباطي كه تا حالا دانش آموزي مفتخر به گرفتن اون شده همون پانزده خودمه!
پن٣: نميدونم براي خاطرات راهنمايي هم بخش جدايي درست كنيم يا با همين منوال ادامه بديم خوبه. مجتبي خودت يك كاريش بكن.
مربوط به موضوع های: مدرسه | بر چسب ها: فينال جام جهاني, كلاس انشا, محمدي دوگاهه, آقاي نقيزاده, اول شهيد مطهري, احسان قطبي, اخراج

یادآوری جالبی بود از دو خاطره به یاد ماندنی اون دوران. اول کلاسهای انشای آقای نقی زاده و دوم اون پنالتی لعنتی که آلمان به آرژانتین زد. باور کن من هنوز هم وقتی اون پنالتی را می بینم سکته می زنم. بابت اخراجت هم شرمنده. اما خداییش یادمه تو اون موقعها وقتی می خندیدی چیزی نمی تونست جلوت را بگیره! درست می گم؟
برای راهنمایی هم من یه دسته جدید درست می کنم. اما اگر بخواهیم یک صفحه جدید درست کنیم فایده نداره. چون در این صورت نمی شه پستها را توی اون فرستاد.
خوب يادته. اونموقعها اگه رو دور خنده ميفتم. non stop ادامه ميدادم. البته همين حالاها هم بعضي وقتها كه اتفاقات خيلي جالبي ميفته اين قضيه خنده برام وجود داره.