سال سوم راهنمايي بوديم و مدرسه در طي سال كلاسهاي فوق برنامهاي گذاشته بود. هر كسي بنا به علاقهاي كه داشت يك كلاسي رو انتخاب ميكرد. عنوان يكي از اين كلاسها معارف اسلامي بود و معلمش هم آقاي سعيدنيا معرفي شده بود. من خودم به شخصه به خاطر اسم آقاي سعيدنيا كلاس رو انتخاب كردم و نميدونستم برنامه اين كلاس چيه ولي حدس ميزدم در مورد مباحث اعتقادي باشه. توي اون كلاس فكر كنم ١٠ نفري بوديم كه اگه اشتباه نكنم. ميثم موسوي راد و طباطبايي و سينا و ميثم زنجاني و جلال هم ثبت نام كردند اولين جلسه كلاس كه شروع شد فهميدم كه داستان كلاس چيز متفاوتيه. ما موظف بوديم هر هفته تفسير يك يا چند آيه قرآن رو بخونيم و توي كلاس راجع به اون بحث ميكرديم. قسمت دوم كلاس مربوط به موضوعاتي ميشد كه در جامعه اونروز ايران اتفاق ميافتاد و ما ازش بيخبر بوديم و آقاي سعيدنيا تكليفي كه ميداد اين بود كه در مورد اون تحقيق كنيم. مثلا اونروزها رستوران فست فودي بنام سوپر استار اومده بود كه ظاهرا نماينده مك دونالد بوده و برادران حزب الله هم ريخته بودند و مغازه رو شيشههاشو شكسته بودند وتعطيل كرده بودند. آقاي سعيدنيا به ما گفته بود كه راجع به اين موضوع تحقيق كنيد و ببيينيد داستان چيبوده و مك دونالد چي هست! دقت كنيد دارم در مورد فضاي اجتماعي سال ٧٣ صحبت ميكنم. زماني كه اصلا كسي از اين موارد خبري نداشت و اينها خط قرمز بشمار ميرفت ولي آقاي سعيدنيا به راحتي وارد اين حوزهها شده بود. هر كجا هست خدايا سلامت دارش.
مربوط به موضوع های: مدرسه, مدرسه راهنمایی | بر چسب ها: كلاس معارف اسلامي, آقاي سعيدنيا, سوم راهنمايي

اول از همه یا تشکر از احسان که همچنان چراغ این جا را روشن نگه داشته.
فکر کنم پویا اینقدر قشنگ و باحال نوشت که بقیه ترجیح دادن فقط از خواندن خاطرات لذت ببرن. البته سرشلوغی دوستان هم قطعا بی تاثیر نیست. آمار سایت از ابتدا نشون میداد مراجعه روزانه بسیار بالاست و همگی از این طرح شدیدا استقبال کردند. پس امیدوارم نوشتن ها ادامه پیدا کنه.
آره. یادش بخیر. کلاس بسیار جالبی بود. کلی حرف های گنده تر از خودمون می زدیم. اون کلاس هم از دست مدرسه در رفته بود.
در قسمت تفسیرش هم من یادمه سوره ماعون را آماده کردم و شرح دادم.
سلام بر سينا. واقعا كلاس جالبي بود. و آقاي سعيدنيا خيلي مردونه با ما بر خورد ميكرد. آقا كفگير من يكي كم كم ته ديگ خورده بقيه رفقا وارد ميدون بشند.