مثل اینکه تو بلاگ ما خاک مرده پاشیدن!
نه به اون شوروهیجان اولیه نه به این بی حالی بی خبری.
اونایی که منتظر هستن خاطرات بقیه تموم شه تا شروع کنن،الان وقتشه!
برای اونایی هم که خاطراتشون تموم شده پیشنهاد می کنم در مورد چیزایی که فکر می کنن به درد گروه می خوره بنویسن.
ممنون.
خاک مرده
همین دیروز
برای رضا خان کریمی
مربوط به موضوع های: عکس, مدرسه, پس از فارغ التحصیلی | 7 نظرات »
بازم 14سال قبل!
یه چند وقتیه که خاطرهها ته کشیده.شاید این عکسها یادتون بیاره.
دوتا سوال!
1-دونفر سمت راست و چپ عکس پایینی کدوم بزرگوار هستن؟
2-سه نفری که منطقه ممنوعشون روبه هواست کی هستن؟
مربوط به موضوع های: آقای سعیدی, آقای سید موسوی, سال اول, عکس, مسافرت کاشان, مسافرتها | 5 نظرات »
2 سال قبل…!
جلسه سالیانه!دوره 18
مربوط به موضوع های: جلسه هفتگی, عکس, پس از فارغ التحصیلی | بر چسب ها: جلسه هفتگی | 4 نظرات »
چهارده سال قبل!
مربوط به موضوع های: آقای رفیعی, سال اول, عکس, مدرسه, مسافرت کاشان, معلمها | بر چسب ها: باغ حمام فین, تصویر, عکس | 12 نظرات »
دوره ١٨
مربوط به موضوع های: سال چهارم, مسافرت رامسر | بر چسب ها: اردوگاه میرزاکوچک خان, تصویر | 2 نظرات »
بسه!
اگه یادتون باشه آقای امامی افشار تیکه کلامش وقت شلوقی بچهها بَسه بود.
انروز تو کلاس داشت قدم میزد و شعر می خوند.به این جمله رسید:”اگر در خانه کس است یک حرف بس است”
هنوز بسه رو نگفته من و امیر آریازند و دبیری و علی موسوی به عادت همیشگی دادزدیم بسه که یدفه آقا معلم عصبانی [...]
مربوط به موضوع های: آقای امامی افشار, سال سوم, مدرسه, معلمها | بر چسب ها: امامي افشار, سوم الف | بیان دیدگاه »
