بهترین سال دبیرستان، چه سالی بود؟

شرکت معظم اتوماتیک، صاحب وردپرس، چند روزیه که شرکت بزرگ PollDaddy را خریداری کرده است. (خبر در وبلاگ وردپرس). این خرید به این معنی است که از هم اکنون می توان با چند کلیک، به سادگی نظرسنجیهای متنوعی را به وبلاگ اضافه کرد.
در استقبال از این اتفاق فرخنده، و برای شروع، نظرسنجی تحت عنوان زیر [...]

به یاد رمضان- 2

این پست در واقع تکمله ای است به پست احسان درموردخاطرات ماه رمضان.
1- درمورد ماه رمضونهای مدرسه یادمه که برخلاف جو غالب مدرسه که به هرحال مذهبی بود و البته به موجب قانون نانوشته ای نماز خوندن و نمازخونه رفتن در ساعت نماز اجباری بود، موقع ماه رمضون ناهارخوری باز بود تا بچه هایی که [...]

رمضانیه

راستش رسم بر این بوده که تو وبلاگ از خاطرات مشترکمون بنویسیم. اما من می خوام با اجازه دوستان اندکی سنت شکنی کنم و به مناسبت ماه رمضان تعدادی از نواهایی را که مطمئنا برای هممون خاطره انگیز هستند در اینجا بذارم. مطمئنم هر کدوم از بچه ها با شنیدن این نواها خاطره ای براش [...]

14 سال قبل

کسی هست که اسم همه کسایی که تو عکس هستند را یادش باشه؟

کی این ایسکندری 20 ساله را کرده مسؤول اردو؟

یکی از اردوهای یک روزه تابستون بود که به دریاچه تار رفته بودیم. از معلمهایی که باهامون بودند آقای اسکندری، آقای خدابخش، و آقای فتحعلی یادمه. اگه یادتون باشه آقای اسکندری خیلی با آقای دولتی رفیق بود و هر دوشون خیلی به هم احترام می ذاشتن. توی اون اردو که با مینی بوسهای مدرسه می [...]

مسابقات فوتبال تابستان و فریاد “گل”

خوشحالی کردن برای گل شدن توپی که در واقع گل نشده بود توسط محمدی و بیات

نمره زبان باور نکردنی- روایت من

این اتفاق نمره زبان باور نکردنی محمد دلالت که قاسمی افشار نوشته یک بار هم دقیقاً برای من افتاد. یادمه امتحان تستی در مبحث نقل قولها بود و من تنها مبحثی در زبان که خوب بلد بودم همین مبحث بود. اتفاقا اون امتحان را من 19/5 شدم و آقای وهبی باور نمی کرد. به خاطر [...]

یاد بعضی نفرات

یاد بعضی نفرات
   روشنم می دارد،
   قوتم می بخشد ،
   راه می اندازد.
نام بعضی نفرات ،
   رزق روحم شده است ،
وقت هر دلتنگی ،
   سویشان دارم دست.

سلام

خاطرات من و تو