رمضانیه

راستش رسم بر این بوده که تو وبلاگ از خاطرات مشترکمون بنویسیم. اما من می خوام با اجازه دوستان اندکی سنت شکنی کنم و به مناسبت ماه رمضان تعدادی از نواهایی را که مطمئنا برای هممون خاطره انگیز هستند در اینجا بذارم. مطمئنم هر کدوم از بچه ها با شنیدن این نواها خاطره ای براش زنده می شه که البته دور از ذهن نیست که اون خاطره به نوعی به دبیرستان و یا جلسات هفتگیمون ربط داشته باشه. چه بسا همین خاطرات تبدیل به پستهای بعدی این وبلاگ بشن. من به طور خاص، ماه رمضان سال چهارم و افطارهای دسته جمعی را به خاطر می آرم که توی اونها محمد دلالت یک تنه و بدون ادعا انجام دادن قسمت اعظم کارها را بر عهده داشت.

از طرفی مطمئنم که مخصوصا برای بچه هایی که خارج از کشور هستند و این نواها ممکنه در دسترسشون نباشه، این پست می تونه جای خالی اذان موذن زاده اردبیلی و ربنای شجریان را در سفره های افطارشون پر کنه.

هم می تونید آن لاین گوش بدید و هم می تونید فایلها را دانلود کنید.


دریافت فایلاذان – موذن زاده اردبیلی


دریافت فایل ربنا – شجریان


دریافت فایل مناجات -این دهان بستی دهانی باز شد – شجریان


دریافت فایل دعای سحر


دریافت فایل دعای افطار


دریافت فایل أسماء الله

Advertisements

نمره زبان باور نکردنی- روایت من


این اتفاق نمره زبان باور نکردنی محمد دلالت که قاسمی افشار نوشته یک بار هم دقیقاً برای من افتاد. یادمه امتحان تستی در مبحث نقل قولها بود و من تنها مبحثی در زبان که خوب بلد بودم همین مبحث بود. اتفاقا اون امتحان را من 19/5 شدم و آقای وهبی باور نمی کرد. به خاطر همین از مهدی رییسی خواست که برگه من را تصحیح کنه. اون هم اومد بالا سر من وایستاد که برگه من را دوباره را تصحیح کنه. یادمه مهدی رییسی اون موقعها بزرگتر کوچیکتر حالیش بود (شرمنده مهدی جان، این به اون در!) و مثلا داشت برگه من را دوباره تصحیح می کرد اما در واقع هی زیر لب از من عذر خواهی می کرد و من هم فقط بهش چپ چپ نگاه می کردم. چون واقعاً خیلی شاکی شده بودم.

امتحان شفاهی زبان و محمد دلالت (ره)


سال سوم بودیم. پر شورترین سال و پر حادثه ترین سال برای مدرسه. چهار تا آدم شر سمت چپ کلاس حمید ذولقدر علی رفیعی من و ممد خدا بیامرز. مستر وهبی اون سال حال کرده بود امتحان زبان رو شفاهی بگیره. اسمتو صدا میکرد چند تا لغت می پرسید باید هم معنیشو می گفتیم. این جور موقع ها کلاس خر تو خر می شد و هر جا می خواستی می تونستی بشینی. اما ما چهار تا جامونو عوض نکردیم! ممد داشت یه مجله هواپیمایی رو ورق می زد وهواپیما ها رو نشون من می داد. داشتیم دنبال اف-14 می گشتیم که ممد رو صدا زد. ممد اول یه کم هول شد بعدش به من گفت برسونیا گفتم خب.

مستر وهبی گفت: چند تا کلمه میگم هم معنیش بگو. -happen ممد به من نگاه کرد: گفتم بگو occur. ممد هم یه جور خنده داری داد زد و گفت. مستر گفت آفرین یه هم معنی دیگش. ممد بازم نگاه کرد به من. گفتم ممد نمی دونم دیگه! ممد هم گفت HAPPEN مستر گفت آفرین یه هم معنی دیگش. ممد که دیگه داشت خندش میترکید گفت OCCUR و نیش جفتمون تا بنا گوش باز شد. مستر یه دفه آتیشی شد و گفت: زهر مار بی تربیت پنج نمره ازت کم می کنم بهت میدم 13. ممد گفت اااا چرا ؟ مستر گفت 3 نمره به خاطر اینکه مسخره بازی در آوردی. 2 نمره هم به خاطر اینکه با نفر جولویی تماس گرفتی!!!!